این بار که سوار تاکسی یا اتوبوس شدید، به جای این که مانند همه سال های گذشته، به مردم و ماشین ها و مغازه ها نگاه کنید، کمی سرتان را بالا بگیرید و طبقات دوم و سوم و چندم ساختمان های مسیر را ببینید. انگار در شهر جدیدی هستید

چشم اکثر ما انسان ها، به عنوان منبع بیش از ۷۰ درصد از دریافت های بیرونی مان، دچار یک بیماری ساده ولی مهم است : “عادت کردن و ندیدن در عین دیدن“!

شاید برای شما هم اتفاق افتاده است که هر روز از خیابانی رد می شوید ولی بعد از مدت ها – و حتی سال ها – وقتی می پرسند فلان مغازه یا خانه قدیمی یا بساط واکسی یا … در آن مسیر دیده اید؟ گویا درباره یک چیز ناشناخته با شما سخن می گویند.

در واقع چشم شما بارها ، این ها را دیده است ولی چون توجهی نداشته اید ، مانند آن است که ندیده اید.
 
یکی از راه های بروز و تقویت خلاقیت ، خوب دیدن است. کسی که به خودش این شانس را نمی دهد که دنیای اطراف خود را خوب ببینید، نمی تواند چندان به تقویت قدرت خلاقه اش امیدوار باشد.

برای خوب دیدن، لازم نیست شما میکروسکوپی برای بزرگنمایی اشیاء داشته باشید. کافی است به هر آنچه در اطراف تان هست، نگاه بهتری داشته باشید یا سرتان را کمی بالاتر بگیرید یا آن طرف خیابان را هم نگاه کنید. 

از امروز با خودتان قرار بگذارید به جزئیات نگاه دقیق تر و حلاجانه تری داشته باشید. مثلاً این بار که به داروخانه رفتید، نحوه چینش داروها را با دقت بیشتری ببینید تا مثلاً دریابید داروهایی مانند انواع مولتی ویتامین ها که نیازی به نسخه پزشک ندارند، در ردیف های جلو و در برابر دید مشتریان قرار دارند و داروهای نیازمند نسخه ، دور تر هستند. حتی رنگ بسته بندی این دو گروه از داروها هم فرق می کند. اولی شاد و دارای طرح های گرافیکی و عکس های جذاب است و دومی جز یک سری کلمات و هشدارها، چیزی ندارد! اقلام جنسی عمومی  نیز در دید و دسترس مستقیم مشتریان است زیرا خیلی ها خجالت می کشند به ویژه در میان جمع، تقاضای این اقلام را بکنند، بنابراین با چینش حساب شده داروخانه دارها، می توانند با کمترین کلمات، به این محصولات اشاره و آنها را در سبد خرید خود قرار دهند.

 

یک تمرین عالی برای خوب دیدن
 

این بار که به سوپرمارکت محله تان رفتید، یکراست سراغ یخچال برای برداشتن بطری شیر نروید، بلکه همه قفسه ها را از کف زمین تا سقف نگاه کنید. دسته بندی هایی که فروشنده انجام داده را ببینید و سعی کنید دلیل جاگذاری هر کدام را برای خودتان شرح دهید.

این بار که سوار تاکسی یا اتوبوس شدید، به جای این که مانند همه سال های گذشته، به مردم و ماشین ها و مغازه ها نگاه کنید، کمی سرتان را بالا بگیرید و طبقات دوم و سوم و چندم ساختمان های مسیر را ببینید. انگار در شهر جدیدی هستید یا حداقل مسیر تازه ای را طی می کنید. مخصوصا اگر در بافت قدیمی شهر باشید، خواهید دید که چه فاصله شگفت انگیزی بین زرق و برق مغازه ها در کنار پیاده رو با طبقات رنگ و رو رفته فوقانی وجود دارد.

این بار که دو جلد دفتر سیمی شده را دیدید، به انتهای سیمی که صفحات دفتر را نگه می دارد نگاه کنید و ببینید انتهای سیم در هر کدام چگونه مهار شده است؟

این بار که وارد محوطه مجتمع مسکونی یا حیاط اداره تان شدید، به جای آن که مستقیماً به سمت در ورودی ساختمان بروید، سعی کنید انواع گل های کاشته شده در محوطه را شناسایی کنید.

این بار که دو لیوان کریستال را در کنار هم دیدید، سعی کنید آنها را مقابل نور خورشید یا لامپ قرار دهید، مقایسه کنید و از روی کیفیت حدس بزنید کدام شان گران تر از دیگری است.

این بار که خطِ خوشِ یک دوست را دیدید، بعد از درک محتوا، در زوایای خط و حروف دقت کنید و سعی کنید دریابید مثلاً حرف “میم” را چگونه نوشته است، این حرف کجای خط دفتر قرار دارد؟ وقتی در اول ، وسط یا آخر کلمه قرار می گیرد، چه تغییراتی می کند و … ؟

مهم نیست چه چیزی را می بینید، مهم این است که تمرین کنید تا بتوانید در میان افرادی که “می بینند ولی نمی بینند” ، شما “بینید و ببینید”. البته همه این دیدن های دقیق ، نه ضروری است و نه الزاماً باید مستمر باشد. هدف از این تمرین این است که قدرت دید و توجه تان را افزایش دهید و نوعی دیگر دیدن و ریزبینانه تر دیدن تان را تقویت کنید تا در مسائل مهم زندگی تان ، بتوانید راه های بهتری نسبت به روش های کلیشه ای که همیشه به شما عرضه می شود، پیدا کنید. خوب دیدن و متفاوت دیدن، مقدمه خلاقیت است.
 

یکی از دوستان من که در دوران دانشجویی ، هر بعد از ظهر از خوابگاه دانشجویی راه می افتاد و در شهر به جست و جوی کار می رفت، تعریف می کند که یک بار وقتی در کلاس منتظر استاد بود، از پنجره کلاس نگاهی به آن سوی خیابان انداخت و تابلوی یک موسسه آموزشی را دید. او بعد از کلاس به آن موسسه رفت، فرم تدریس برای دانش آموزان پر کرد و اکنون یکی از موفق ترین  و ثروتمندترین معلمان خصوصی است؛ خودش می گفت: اگر آن سوی خیابان را خوب نگاه نمی کردم، حتماً این موقعیت را به دست نمی آوردم.

* این مطلب توسط جعفر محمدی نوشته شده است.

منبع : عصر ایران – ۵۵آنلاین

۱ Comment
  1. AntMiner Frimware 49 سال ago

    Nice article, i like it!

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با ما

نظر و درخواست خود را نوشته و برای ما ارسال نمائید، طبعا در اولین زمان مقتضی خوانده شده و پاسخ داده خواهد شد

Sending

©2018 همه حقوق و مطالب متعلق است به سایت ادب نامه دات کام و حقوق نوشته های سایت نیز به نویسندگان محترم تعلق دارد

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account

رفتن به نوارابزار