۱- مساله اصلی پژوهش در ایران از نگاه نگارنده آن است که همچنان و تا اطلاع ثانوی مساله پژوهش و کار پژوهشی به عنوان یک موضوع “خوب و مفید” و البته فعالیت پژوهشگران در بهترین حالت به عنوان فعالیتی “افتخار آمیز، مفید و باعث فخر و غرور ملی” تلقی می شود. البته همه اینها خوبند ولی هنوز پژوهش در ایران به عنوان موضوعی زیر بنایی تلقی نمی شود. مساله پژوهش هرگاه به عنوان فعالیتی زیر بنایی و مانند غذایی که برای حیات یک فرد لازم است، به عنوان زیربنا وامری حیاتی برای هرنوع فعالیت به منظور حیات سالم و سعادتمند یک جامعه تلقی شد، در آن صورت اهمیت واقعی آن درک خواهد شد. 

۲- برای پژوهش نیروی پژوهشی و مدیر پژوهشی حرفه ای و متخصص در سطح بالا نیاز است. آیا در تمام عرصه های گشوده شده در کشور (در زمینه علم و فناوری) متخصص و پژوهشگر حرفه ای موجود است؟ بررسی های اولیه نشان می دهد که در بسیاری از حوزه های تخصصی پژوهشگران با تجربه و تخصص کافی به تعداد کافی موجود نیست. واقعیت آن است که صرف وجود فارغ التحصیل کارشناسی ارشد و دکتری و افزایش تعداد آنها در کشور نشان از بی نیازی کشور از پژوهشگر حرفه ای نیست. اینکه تعداد پژوهشگران به لحاظ آماری و سازمانی به چه تعداد است، یک مساله است و اینکه چه تعداد از این افراد (در واقع پرسنل) در حوزه تخصصی خود واقعا پژوهشگر متخصص و حرفه ای هستند مساله دیگر است. از سوی دیگر متناسب با وجود متخصصان و پژوهشگران قابل و متخصص، الزاما در تمامی عرصه ها مدیران پژوهشی کارآزموده در دسترس نیستند. 

۳- انتظار معمول از بیشتر کارهای پژوهشی در کشوری مانند کشور ما، نتایجی ملموس، و تجهیزات و ابرازی قابل مشاهده و به سرعت قابل استفاده است. در این صورت کار پژوهشی بنیادی، پایه، و همچین پژوهش های علوم انسانی و کاربردی ولی طولانی مدت معمولا به عنوان کارهایی نامطلوب (که در اولویت تخصیص بودجه قرار نمی گیرند) تلقی می شوند. این نوع نگاه را همواره می توان در نحوه توجه به مثلا نمایشگاههای هفته پژوهش درک کرد. دوربین های تلویزیونها معمولا به دنبال ابزار و اختراعی ملموس هستند تا به عنوان دستاورد پژوهشی برتر معرفی کنند. البته این مشکل از تهیه کننده های برنامه های تلویزیونی نیست. به طور کلی نزد بسیاری از مسئولان نگاهی عمدتا ابزاری به پژوهش حاکم است (که در ساده ترین تعریف میتوان به تمرکز بر توسعه فناوری آن را ترجمه کرد). ولی مساله آن است که با این نوع نگاه عملا زیر ساختهای پژوهش نیز همواره ناقص خواهد ماند و هیچگاه به درستی شکل نخواهد گرفت.

۴- در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) متوسط جهانی درصد سهم بودجه پژوهش از تولید ناخالص داخلی حدود ۱٫۵% بود، این در حالی است که در این سال، درصد مذکور در رژیم اشغالگر قدس ۴٫۲%، در ژاپن و کره جنوبی ۳٫۷%، در سوئد ۳٫۳% ، در ایالات متحده حدود ۲٫۷% ، در تایوان ۲٫۳ %، در فرانسه و چین حدود ۲% بوده است. از کشور های در حال توسعه هم می‌توان به چنین درصدهایی در کشورهایی مانند اوکراین (۰٫۸۵%)، ترکیه (۰٫۷%)، عربستان سعودی (۰٫۲۵%)، پاکستان (۰٫۷%) اشاره کرد. البته باید به مبالغ اختصاص یافته بودجه پژوهشی در کشورهای صنعتی (با توجه به حجم بالای تولیه ناخالص داخلی این کشورها) توجه کرد. (در سال ۲۰۱۲، میزان تولید ناخالص داخلی GDP به تریلیون دلار، در آمریکا ۱۵٫۷، در چین ۸٫۲، در ژاپن ۵٫۹، در فرانسه ۲٫۶، در کره جنوبی ۱٫۱ و در کشورهای در حال توسعه به میلیارد دلار در ترکیه ۷۸۳، عربستان ۶۵۷، در ایران ۴۸۲ بوده است.). گزارش‌های دیگر نشان می‌دهد که این میزان در سال ۱۳۹۱ به حدود ۰٫۴% رسیده (کاهش یافته)، اما اینکه این درصد امسال (۱۳۹۲/۲۰۱۳) چقدر بوده و در حین نوشتن گزارش (آذر ۹۲) دقیقا به چه میزان رسیده است، نگارنده مطلع نیست ولی بر پایه رشد حداقلی در بودجه پژوهش در لایجه بودجه ۹۲ و اصلاحیه‌ای که به تازگی در آن به اجبار و به دلایل شرایط رکود تورمی وارد شده، می‌توان حدس زد که درصد مذکور (پژوهش از کل تولید ناخالص داخلی) حداقل طی سال ۹۲ رشدی نداشته باشد و چه بسا با عنایت به شرایط تورمی موجود و وضع مالی دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، بیشتر بودجه‌های موجود نیز در سال حاضر ابتدا (و به اجبار) به رفع مشکلات معیشتی (حداقلی) سوق داده شود و سپس و در صورت امکان در امور پژوهش هزینه شود!

 

منبع: https://www.khabaronline.ir/news/327817/

۰ Comments

Leave a reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

تماس با ما

نظر و درخواست خود را نوشته و برای ما ارسال نمائید، طبعا در اولین زمان مقتضی خوانده شده و پاسخ داده خواهد شد

Sending

©2018 همه حقوق و مطالب متعلق است به سایت ادب نامه دات کام و حقوق نوشته های سایت نیز به نویسندگان محترم تعلق دارد

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?

Create Account

رفتن به نوارابزار